سبک تجارت

ساخت وبلاگ

یکی از گیج کننده ترین جنبه های حرفه تجارت این است که هیچ تعریف واحدی از "معامله گر" وجود ندارد. معامله گران در اشکال و اندازه ها ، رنگ ها و انواع مختلفی به وجود می آیند.

معامله گران به طور کلی روی یک کلاس خاص از امنیت ، عمدتا سهام مشترک تمرکز می کنند ، اما ممکن است گزینه های سهام عدالت ، معاملات آینده کالا ، آینده مالی ، گزینه های آینده ، اوراق بهادار ، بازارهای خارجی و موارد دیگر را نیز تجارت کنند. امنیت انتخاب همچنین بازار (های) خاصی را که در آن تجارت می کنند ، دیکته می کند: NYSE یا NASDAQ ، مبادله گزینه های هیئت مدیره شیکاگو ، هیئت تجارت شیکاگو و غیره.

هنگام تجارت سهام مشترک ، متخصصان به طور کلی یکی از چندین سبک را انجام می دهند و فقط به آن سبک می چسبند. این یک نکته مهم است زیرا معامله گران همیشه در معرض خطر پریشان شدن توسط DIN تفسیر بازار همه جا و سبک های تجاری متناقض هستند. معامله گران دائماً روح را جستجو می کنند و رویکرد منتخب خود را زیر سوال می برند. برخی از آزمایشات توصیه می شود ، به ویژه در ابتدای کار تجاری شما ، اما انحراف از یک رویکرد با انضباط و متمرکز می تواند بعداً هنگام ایجاد سبک خود فاجعه بار باشد.

برخی از اولین تصمیمات شما تعیین می کند که طاقچه شما کجاست و چه نوع معامله گر را می خواهید. حداقل پنج سبک مجزا از معاملات سهام مشترک وجود دارد که هر یک کاملاً با دیگران ارتباط ندارند. سبکی که شما انتخاب می کنید احتمالاً نشان دهنده نقاط قوت فکری شما ، درک شما از جنبه های مختلف عملکرد بازارها و خلق و خوی شما خواهد بود.

در اینجا سبکهای اصلی تجارت سهام وجود دارد:

  • Scalping: Scalper فردی است که روزانه ده ها یا صدها تجارت در روز انجام می دهد و سعی می کند با سوء استفاده از گسترش پیشنهاد ، از هر تجارت سود کمی از هر تجارت "پوست سر" کند.
  • معاملات حرکت: معامله گران حرکت به دنبال یافتن سهام هستند که به طور قابل توجهی در یک جهت با حجم بالا حرکت می کنند و سعی می کنند روی تخته پرش کنند تا قطار حرکت را به سود دلخواه خود برسانند.
  • معاملات فنی: معامله گران فنی با نمودارها و نمودارها وسواس دارند ، خطوط موجود در سهام یا نمودارهای شاخص را برای علائم همگرایی یا واگرایی که ممکن است نشان دهنده خرید یا فروش سیگنال باشد ، مشاهده می کنند.
  • تجارت اساسی: شرکتهای تجاری بنیادگرایان مبتنی بر تجزیه و تحلیل اساسی ، که مواردی مانند رویدادهای شرکتی مانند گزارش های درآمد واقعی یا پیش بینی شده ، تقسیم سهام ، سازماندهی مجدد یا تملک را بررسی می کند.
  • معامله گری نوسانی: معامله گران نوسانی واقعاً معامله گران اساسی هستند که موقعیت های خود را بیش از یک روز نگه می دارند. اکثر بنیادگرایان در واقع معامله گران نوسانی هستند، زیرا تغییرات در اصول بنیادی شرکت ها معمولاً به چندین روز یا حتی هفته ها نیاز دارد تا حرکت قیمت به اندازه کافی برای معامله گر برای ادعای سود معقول ایجاد شود.

معامله گران تازه کار ممکن است هر یک از این تکنیک ها را آزمایش کنند، اما در نهایت باید در یک جایگاه واحد قرار گیرند و دانش و تجربه سرمایه گذاری خود را با سبکی تطبیق دهند که احساس می کنند می توانند تحقیقات، آموزش و تمرین بیشتری را به آن اختصاص دهند. کتاب های درسی کامل به هر سبکی اختصاص داده شده اند، اگرچه عناوین بسیاری مانند «تجارت آنلاین روزانه» یا «چگونه در تجارت الکترونیک روزانه شروع کنیم» در مورد نوع معاملاتی که آنها طرفدار آن هستند نامشخص است.

من تعادل این مقاله را به توضیح اسکالپینگ اختصاص می دهم، یک تکنیک معاملاتی که معامله گر با بهره برداری از گسترش سهام با حرکت آهسته، سودهای کمی را به دست می آورد. در اینجا مقالاتی وجود دارد که انواع دیگر معاملات را بررسی می کند: تجارت مومنتوم، تجارت فنی و معاملات بنیادی و معاملات نوسانی.

اسکالپر

اسکالپر سود معاملاتی را از سهام هایی تولید می کند که در حال حرکت نیستند، با خرید یک سهام در قیمت پیشنهادی و سپس چرخش و فروش در صورت درخواست، از هر معامله سود ناچیزی (یا کوچک) به دست می آورند. به شرطی که سهام حرکت نکند، اسکالپرها می توانند با انجام ده ها (یا صدها) معامله، خرید با بالاترین قیمتی که در آن احساس راحتی می کنند و فروش با پایین ترین قیمتی که سود کافی را تضمین می کند و در عین حال برای خریداران جذاب باشد، در تمام روز سود ببرند.

نقش اسکالپر دقیقاً مانند نقش بازارساز (همچنین به عنوان متخصص شناخته می شود)، فروشنده ای است که با معامله سهام از موجودی خود، بازار منظمی را در هر سهام خاص حفظ می کند. متخصص اساساً یک اسکالپر استروئیدی است، زیرا متخصص در روز چندین برابر حجم بیشتری از اسکالپر معمولی معامله می کند. با این حال، متخصص به قوانین سختگیرانه مبادله ای ملزم است در حالی که معامله گر فردی اینگونه نیست. به عنوان مثال، در نزدک، همه بازارسازان موظفند حداقل یک پیشنهاد و یک درخواست را در برخی از سطوح قیمتی ارسال کنند، بنابراین برای هر سهمی که پوشش می دهند، یک بازار دو طرفه ایجاد کنند.

با توجه به همپوشانی نقش ها ، اسکالپر همیشه برای سود با سازنده بازار رقابت می کند. متأسفانه ، Scalper کم به دلیل مزایای سازنده بازار تقریباً همیشه در معرض ضرری قرار دارد: سرعت اجرای برتر ، شاید دانش بیشتر در مورد تجارت و توانایی "بلوف" بازار با قرار دادن پیشنهاد یا سؤال از آن که او را اغراق می کند واقعی خودموقعیت

عامل دیگری که در برابر اسکالپر کار می کند اعشار است ، به موجب آن قیمت سهام که قبلاً در کسری نقل شده بود اکنون در اعشار نقل شده است. با کسری ، اسکالپرها همیشه هدف حداقل یک شانزدهم از یک امتیاز سود ، که به عنوان یک نوجوان نیز شناخته می شود ، معادل 6. 25 سنت در هر سهم بود. به عنوان مثال ، در یک تجارت 1000 سهم ، خرید سهام در 10 و فروش آن در 10 و یک شانزدهم ، یک مقیاس دهنده 62. 50 دلار سود قبل از کمیسیون ها ایجاد می کند.

با ظهور اعشار ، نوجوانان اکنون نان تست می شوند و تفاوت بین پیشنهاد و سؤال ممکن است یک پنی واحد باشد. در تجارت 1000 سهم که در بالا توضیح داده شد ، خرید با 10 دلار و فروش 10. 01 دلار تنها 10 دلار سود تولید می کند ، به احتمال زیاد حتی برای پوشش کمیسیون های تجاری نیز کافی نیست.

این بدان معنا نیست که فرصت پوست سر برای سود از بین رفته است. بسته به سهام معامله شده و نقدینگی آن ، گسترش ممکن است بسیار بالاتر از یک پنی باقی بماند و به پوست سر اجازه می دهد حتی بیشتر از یک نوجوان تولید کنند. با افزایش تعداد سهام خریداری شده و فروخته شده (به عنوان مثال 2،000 معامله به جای 1000) ، پوست سر می تواند هرگونه کاهش تحقق یافته را جبران کند ، اما این به هزینه افزایش خطر آنها می رسد. در مورد هر سبک تجارت ، پیدا کردن طاقچه ای که از آن می تواند سود کسب کند ، حداکثر هدف معامله گر است. پس از پیدا شدن این طاقچه ، اسکالپر می تواند تکنیک خود را اصلاح کند ، و با موفقیت در سکه ها تجارت کرد ، همانطور که او برای نوجوانان تجارت می کرد.

مقیاس گذاری: سود سریع کوچک می تواند اضافه کند

Scalping یک سبک تجاری است که به طور کلی پس از وارد کردن تجارت و سودآوری ، به زودی پس از ورود تجارت ، به سود خود در زمینه تغییر قیمت های کوچک تخصص دارد. این امر به یک معامله گر نیاز دارد که یک استراتژی خروج دقیق داشته باشد زیرا یک ضرر بزرگ می تواند بسیاری از دستاوردهای کوچک را که معامله گر برای به دست آوردن آن کار کرده است از بین ببرد. داشتن ابزارهای مناسب مانند فید زنده ، یک کارگزار با دسترسی مستقیم و استقامت برای قرار دادن بسیاری از معاملات برای موفقیت این استراتژی لازم است.

مقیاس بندی بر اساس این فرض است که بیشتر سهام مرحله اول یک حرکت را تکمیل می کند (یک سهام برای مدت کوتاهی در جهت مورد نظر حرکت می کند اما از آنجا که از آنجا می رود نامشخص است). برخی از سهام از پیشروی متوقف می شوند و برخی دیگر ادامه خواهند یافت. یک مقیاس دهنده قصد دارد تا حد ممکن سودهای کوچک را بدست آورد ، و اجازه نمی دهد آنها تبخیر شوند. چنین رویکردی بر خلاف طرز فکر "اجازه دهید سود شما را اجرا کند" ، که سعی در بهینه سازی نتایج معاملات مثبت با افزایش اندازه معاملات برنده در حالی که اجازه می دهد دیگران برعکس باشند. با افزایش تعداد برندگان و قربانی کردن اندازه برنده ها ، پوسته پوسته شدن به نتیجه می رسد. برای یک معامله گر یک بازه زمانی طولانی تر برای دستیابی به نتایج مثبت فقط با پیروزی فقط نیمی یا حتی کمتر از معاملات خود ، غیر معمول نیست - این فقط این است که برنده ها بسیار بزرگتر از ضررها هستند. با این حال ، یک مقیاس موفقیت آمیز ، نسبت بسیار بالاتری از معاملات برنده در مقابل از دست دادن در حالی که سود تقریباً برابر یا کمی بزرگتر از ضرر است ، خواهد داشت.

محل اصلی مقیاس گذاری عبارتند از:

  1. قرار گرفتن در معرض خطر خطر را محدود می کند - قرار گرفتن در معرض مختصر در بازار ، احتمال فرار از یک عارضه جانبی را کاهش می دهد.
  2. به دست آوردن حرکات کوچکتر آسان تر است - عدم تعادل بیشتر عرضه و تقاضا برای تضمین تغییرات قیمت بزرگتر لازم است. انجام یک حرکت 10 درصدی برای یک حرکت 1 دلار آسان تر است.
  3. حرکات کوچکتر از موارد بزرگتر مکرر است - حتی در بازارهای نسبتاً ساکت ، حرکات کوچک بسیاری نیز وجود دارد که یک مقیاس دهنده می تواند از آن سوء استفاده کند.

مقیاس گذاری را می توان به عنوان یک سبک اصلی یا تکمیلی تجارت پذیرفت.

سبک اصلی

یک اسکالپر خالص روزانه تعدادی از معاملات را بین پنج تا 10 تا صدها نفر انجام می دهد. یک مقیاس دهنده بیشتر از نمودارهای یک دقیقه ای استفاده می کند زیرا بازه زمانی کوچک است و او باید تنظیمات را ببیند تا حد ممکن نزدیک به زمان واقعی باشد. سیستم های نقل قول NASDAQ سطح II ، TotalView و/یا زمان و فروش ابزارهای اساسی برای این نوع معاملات هستند. اجرای خودکار فوری سفارشات برای یک مقیاس دهنده بسیار مهم است ، بنابراین یک کارگزار با دسترسی مستقیم سلاح مورد علاقه انتخابی است.

سبک تکمیلی

معامله گران سایر بازه های زمانی می توانند از چند طریق از مقیاس بندی به عنوان یک رویکرد تکمیلی استفاده کنند. بارزترین روش استفاده از آن در هنگام خرد شدن بازار یا قفل شدن در محدوده باریک است. هنگامی که هیچ روندی در یک بازه زمانی طولانی تر وجود ندارد ، رفتن به یک بازه زمانی کوتاه تر می تواند روندهای قابل مشاهده و قابل بهره برداری را نشان دهد ، که می تواند یک معامله گر را به سمت پوست سر سوق دهد.

راه دیگر برای افزودن مقیاس گذاری به معاملات بازه زمانی طولانی تر از طریق مفهوم به اصطلاح "چتر" است. این رویکرد به یک معامله گر اجازه می دهد تا مبنای هزینه خود را بهبود بخشد و سود را به حداکثر برساند.

معاملات چتر به روش زیر انجام می شود:

یک معامله گر موقعیتی را برای تجارت بازه زمانی طولانی تر آغاز می کند. در حالی که تجارت اصلی توسعه می یابد ، یک معامله گر تنظیمات جدید را در یک بازه زمانی کوتاه تر در جهت تجارت اصلی مشخص می کند و با اصول مقیاس گذاری وارد و خارج می شود.

عملاً هر سیستم تجاری ، بر اساس تنظیمات خاص ، می تواند برای اهداف مقیاس گذاری استفاده شود. از این نظر ، مقیاس بندی می تواند به عنوان نوعی روش مدیریت ریسک تلقی شود. اساساً هر تجارت را می توان با سودآوری در نزدیکی نسبت ریسک/پاداش 1: 1 به پوست سر تبدیل کرد. این بدان معنی است که اندازه سود حاصل از اندازه توقف دیکته شده توسط تنظیم است. به عنوان مثال ، اگر یک معامله گر برای تجارت پوست سر با 20 دلار با توقف اولیه با قیمت 19. 90 دلار وارد موقعیت خود شود ، ریسک 10 سنت است. این بدان معنی است که نسبت ریسک/پاداش 1: 1 با 20. 10 دلار به دست می آید.

معاملات پوست سر را می توان از هر دو طرف طولانی و کوتاه اجرا کرد. آنها می توانند در Breakout یا در تجارت محدوده انجام شوند. بسیاری از سازندهای نمودار سنتی ، مانند یک فنجان و دسته یا مثلث ، می توانند برای مقیاس بندی استفاده شوند. در صورت تصمیم گیری در مورد شاخص های فنی ، در مورد شاخص های فنی نیز می توان گفت.

سه نوع مقیاس گذاری

  1. نوع اول پوسته پوسته شدن به عنوان "ساخت بازار" گفته می شود ، به موجب آن یک مقیاس دهنده سعی می کند با ارسال همزمان یک پیشنهاد و پیشنهادی برای یک سهام خاص ، از گسترش سرمایه گذاری کند. بدیهی است ، این استراتژی فقط می تواند در سهام های بی حرکت که حجم زیادی را بدون هیچ گونه تغییر قیمت واقعی تجارت می کنند ، موفق شود. این نوع مقیاس بندی بسیار دشوار است زیرا یک معامله گر باید با سازندگان بازار برای سهام در هر دو پیشنهاد و پیشنهادات رقابت کند. همچنین ، سود آنقدر اندک است که هر حرکت سهام در برابر موقعیت معامله گر ضرر و زیان بیش از هدف اصلی سود خود را تضمین می کند. دو سبک دیگر مبتنی بر یک رویکرد سنتی تر است و در صورت تغییر سریع قیمت ها به یک سهام متحرک نیاز دارند. این دو سبک همچنین به یک استراتژی صوتی و روش خواندن جنبش نیاز دارند.
  2. نوع دوم اسکالپینگ با خرید تعداد زیادی سهام انجام می شود که با قیمت بسیار کمی به سود آن به فروش می رسند. معامله گر این سبک برای چندین هزار سهم وارد موقعیت می شود و منتظر حرکت کوچکی است که معمولاً بر حسب سنت اندازه گیری می شود. چنین رویکردی مستلزم سهام بسیار نقدشونده است تا امکان ورود و خروج از 3000 تا 10000 سهم را به راحتی فراهم کند.
  3. سومین نوع اسکالپینگ نزدیکترین روش به روشهای سنتی معاملات است. یک معامله گر مقداری از سهام را در هر راه اندازی یا سیگنالی از سیستم خود وارد می کند و به محض تولید اولین سیگنال خروج نزدیک به نسبت ریسک/پاداش 1:1، که همانطور که قبلاً توضیح داده شد، موقعیت را می بندد.

نتیجه

اسکالپینگ می تواند برای معامله گرانی که تصمیم به استفاده از آن به عنوان یک استراتژی اولیه دارند یا حتی کسانی که از آن برای تکمیل انواع دیگر معاملات استفاده می کنند بسیار سودآور باشد. پایبندی به استراتژی سختگیرانه خروج، کلید ترکیب کردن سودهای کوچک به سودهای بزرگ است. میزان کوتاهی از قرار گرفتن در بازار و فراوانی جابه جایی های کوچک، ویژگی های کلیدی هستند که دلایل محبوبیت این استراتژی در میان بسیاری از انواع معامله گران است.

فارکس به زبان ساده...
ما را در سایت فارکس به زبان ساده دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : طاهره ایرانی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : يکشنبه 17 ارديبهشت 1402 ساعت: 18:24