قفسه کتاب

ساخت وبلاگ

قفسه کتاب NCBI. خدمات کتابخانه ملی پزشکی ، انستیتوی ملی بهداشت.

شورای تحقیقات ملی (ایالات متحده). حقوق مالکیت معنوی و انتشار ابزارهای تحقیقاتی در زیست شناسی مولکولی: خلاصه کارگاهی که در آکادمی ملی علوم برگزار می شود ، 15 تا 16 فوریه 1996. واشنگتن (دی سی): آکادمی های ملی (ایالات متحده) ؛1997.

Cover of Intellectual Property Rights and the Dissemination of Research Tools in Molecular Biology

حقوق مالکیت معنوی و انتشار ابزارهای تحقیقاتی در زیست شناسی مولکولی: خلاصه کارگاهی که در آکادمی ملی علوم ، 15 تا 16 فوریه برگزار می شود.

3 نظریه اقتصادی در مورد هزینه ها و مزایای ثبت اختراعات

ریچارد دی نلسون و روبرتو ماززولنی ، دانشگاه کلمبیا

در این مقاله ، مروری گسترده ای از تئوری ها در مورد هزینه های اصلی و مزایای ثبت اختراعات ارائه شده و فرضیات مربوط به زمینه هایی را که در آن اختراعات یا توسعه یافته ها ایجاد شده اند ، بحث می کند. در نظر گرفتن زمینه های مختلف نشان می دهد که حق ثبت اختراعات در فن آوری ها و بخش های مختلف نقش های مختلفی ایفا می کنند. در برخی زمینه ها ، چندین تئوری ثبت اختراع دارای درجه ای از احتمال پذیر است. در برخی دیگر ، هیچ یک از آنها بسیار قابل قبول نیست. سؤال این است که در چه شرایطی تئوری ها معنی دارند و تحت آن قرار نمی گیرند.

در سال 1958 ، Fritz Machlup نحوه مشاهده اقتصاددانان سیستم ثبت اختراع را بررسی کرد. وی گزارش داد که اقتصاددانان تمایل به منفی بودن در مورد ارزش سیستم ثبت اختراع به جامعه دارند ، و این نگرانی آنها را نشان می دهد که حق ثبت اختراع باعث ایجاد انحصار می شود و در بسیاری موارد ، حق ثبت اختراع حتی برای تشویق اختراع نیز لازم نیست. با این حال ، موقعیت شخصی وی این بود که هیچ مدل خوبی برای جایگزینی سیستم ثبت اختراع وجود ندارد و این در خدمت برخی از اهداف مفید است.

در این مقاله چهار نظریه گسترده در مورد اهداف اصلی ثبت اختراعات را مشخص می کنیم:

نظریه ایجاد اختراع: پیش بینی دریافت حق ثبت اختراع انگیزه ای برای اختراع مفید فراهم می کند.

نظریه افشای اطلاعات: حق ثبت اختراعات با القاء مخترعین برای افشای اختراعات خود ، دانش گسترده و استفاده از اختراعات را تسهیل می کند.

نظریه توسعه و تجاری سازی: حق ثبت اختراع سرمایه گذاری مورد نیاز برای توسعه و تجاری سازی اختراعات را القا می کند.

نظریه توسعه چشم انداز: حق ثبت اختراعات امکان اکتشاف منظم چشم اندازهای گسترده برای اختراعات مشتق را فراهم می کند.

چهار نظریه لزوماً متقابل نیستند. پیش بینی حق ثبت اختراع ممکن است یک اختراع را تحریک کند و نگه داشتن حق ثبت اختراع ممکن است پیشرفت بعدی آن را تحریک کند. اما برخی از نسخه های تئوری ها مغایرت دارند. به عنوان مثال ، یک نسخه از نظریه افشای فرض می کند که اختراعات بدون ثبت اختراع اتفاق می افتد و وجود ثبت اختراعات استفاده از آنها را گسترش می دهد. این کاملاً برعکس ترین نسخه از تئوری اختراع است که فرض می کند که اختراع با پیش بینی حق ثبت اختراع انگیزه دارد.

با این حال ، به طور کلی ، تئوری ها در فرضیاتی که در مورد شرایطی ایجاد می کنند که در آن اختراعات ساخته شده ، توسعه یافته یا تجاری می شوند ، متفاوت هستند. فرضیات در مورد شرایط زیر ساخته شده است:

احتمال گروهی از مخترعین بالقوه برای کار بر روی ایده های متنوع و غیر تعهد یا تمرکز بر یک گزینه جایگزین یا مجموعه ای از موارد نزدیک به هم.

این که آیا چندین مرحله در اختراع ، توسعه و تجاری سازی یک فناوری جدید تمایل دارد در یک سازمان واحد پیش برود یا چندین سازمان تمایل به درگیر شدن در مراحل مختلف فرآیند دارند.

توپوگرافی پیشرفت تکنولوژیکی - چگونه اختراعات هم به صورت موقت و هم به عنوان سیستم به یکدیگر مرتبط می شوند.

ما این فرضیات را بررسی خواهیم کرد تا نقاط قوت و ضعف همه نظریه ها را نشان دهیم.

نظریه ایجاد اختراع

این تئوری که حق ثبت اختراع باعث ایجاد انگیزه در اختراع مفید می شود ، آشناترین تئوری مزایای ثبت اختراع است. در واقع ، بحث های زیادی در مورد مزایای ثبت اختراعات پیش می رود که انگار انگیزه اختراع مفید تنها هدف اجتماعی است که توسط حق ثبت اختراع و حق ثبت اختراع ارائه می شود و همیشه به این هدف خدمت می کنند. در حقیقت ، همانطور که بعداً توضیح داده شد ، وضعیت در بسیاری از موارد می تواند بسیار پیچیده تر باشد.

تمام نسخه های تئوری ایجاد اختراع فرض می کنند که در صورت عدم حمایت از حق ثبت اختراع ، هیچ اختراعی وجود نخواهد داشت یا به طور کلی ، بدون ایجاد انگیزه سیستم ثبت اختراع برای اختراع بسیار ضعیف خواهد بود تا منافع عمومی را منعکس کند. به ویژه ، آنها فرض می کنند که محافظت از حق ثبت اختراع قوی تر باعث افزایش میزان اختراع می شود.

تحت آنچه می توان نسخه های متعارف نظریه ایجاد اختراع را نامید-نسخه های مرتبط با مدل های اقتصاددانان Arrow (1962) ، Nordhaus (1969) و Scherer (1972)-به عنوان یک گروه ، به طور ضمنی فرض می شوند که متنوع هستند، کار بر روی چیزهای مختلف و به طور کلی غیرقابل رقابت. بنابراین در صورت عدم وجود تلاش های زائد که ممکن است در صورتی که بسیاری از گروه ها روی کارهای رقیب کار می کردند رخ دهد ، محافظت از حق ثبت اختراع قوی تر منجر به تعداد بیشتری از اختراعات مفید می شود.

بیشتر مفصل های نظریه ایجاد اختراع فرض می کنند که از این اختراع توسط بنگاه که این اختراع را ساخته است استفاده می شود یا فروخته می شود. با این حال ، Arrow (1962) و اخیراً ادغام می شود (1995) و Arora و دیگران (1994) به مشکلی که یک مخترع در فروش اختراع به شخص دیگری در غیاب حقوق مالکیت قانونی برای آن پرداخته است ، می پردازند و این موضع را که قوی است ، به دست آورده اندحقوق مالکیت برای یک اختراع ، هزینه های معاملات مجوز آن را کاهش می دهد. حق ثبت اختراع قوی نیز با تسهیل فروش حقوق به یک اختراع ، هدف ایجاد مشوق هایی برای اختراع برای احزابی را که محدود به میزان استفاده از این اختراع هستند ، خدمت می کند.

در اکثر نسخه های تئوری ایجاد اختراع ، به طور کلی به طور ضمنی فرض می شود که منافع اجتماعی یک اختراع خاص به شدت ارزش استفاده نهایی آن است. بنابراین ، منافع اجتماعی حمایت از حق ثبت اختراع ناشی از اختراع اضافی ناشی از چشم انداز حق ثبت اختراع است. و هزینه اجتماعی یک حق ثبت اختراع محدودیت در استفاده از قدرت انحصاری وام توسط یک حق ثبت اختراع است. این فرمولاسیون نظریه ایجاد اختراع به طور طبیعی به تجزیه و تحلیل قدرت بهینه "قدرت" ، "تعریف شده" به عنوان مدت زمان منتهی می شود (نوردوهاوس 1969 ؛ شرر 1972) ، یا وسعت (Klemperer 1990) و مبادله بین میزان افزایش اختراع ناشی از آنقدرت ثبت اختراع بیشتر و افزایش هزینه های جامعه در ارتباط با موقعیت انحصاری قوی تر دارنده ثبت اختراع (همچنین به گیلبرت و شاپیرو 1990 مراجعه کنید).

اگر یک اختراع نه تنها مفید باشد ، بلکه پایه و اساس اختراعات نسل دوم را نیز فراهم می کند ، موضوعات مربوط به پیامدهای مدت زمان ثبت اختراع بیشتر پیچیده تر است. فلش به ویژه توجه به این احتمال که استفاده اصلی از برخی از اختراعات به عنوان ورودی برای اختراعات بیشتر باشد (مانند PCR ، به فصل 5 مراجعه کنید). ون دیژک (1994) آنچه را او ارتفاع حق ثبت اختراع می نامد ، در نظر می گیرد که به معنای آن است که میزان ثبت اختراع پیشرفت ها و تغییرات بعدی را در اختراع اولیه کنترل می کند. این ملاحظات ما را به سمت نظریه توسعه و تجاری سازی و نظریه توسعه چشم انداز ، که بعداً مورد بحث قرار می گیرد ، سوق می دهد.< Pan> اگر یک اختراع نه تنها مفید باشد ، بلکه پایه و اساس اختراعات نسل دوم را نیز فراهم می کند ، مسائل مربوط به پیامدهای مدت زمان ثبت اختراع بیشتر پیچیده تر است. فلش به ویژه توجه به این احتمال که استفاده اصلی از برخی از اختراعات به عنوان ورودی برای اختراعات بیشتر باشد (مانند PCR ، به فصل 5 مراجعه کنید). ون دیژک (1994) آنچه را او ارتفاع حق ثبت اختراع می نامد ، در نظر می گیرد که به معنای آن است که میزان ثبت اختراع پیشرفت ها و تغییرات بعدی را در اختراع اولیه کنترل می کند. این ملاحظات ما را به سمت نظریه توسعه و تجاری سازی و نظریه توسعه چشم انداز ، که بعداً مورد بحث قرار می گیرد ، سوق می دهد. موضوعات مربوط به پیامدهای مدت زمان ثبت اختراع بیشتر پیچیده تر است اگر یک اختراع نه تنها مفید باشد ، بلکه همچنین فراهم می کند. مبنای اختراعات نسل دوم. فلش به ویژه توجه به این احتمال که استفاده اصلی از برخی از اختراعات به عنوان ورودی برای اختراعات بیشتر باشد (مانند PCR ، به فصل 5 مراجعه کنید). ون دیژک (1994) آنچه را او ارتفاع حق ثبت اختراع می نامد ، در نظر می گیرد که به معنای آن است که میزان ثبت اختراع پیشرفت ها و تغییرات بعدی را در اختراع اولیه کنترل می کند. این ملاحظات ما را به سمت نظریه توسعه و تجاری سازی و نظریه توسعه چشم انداز ، که بعداً مورد بحث قرار می گیرد ، سوق می دهد.

ما تأکید می کنیم که نسخه نظریه ایجاد اختراع که تاکنون در نظر گرفته ایم ، تصور می کنیم که تلاش مبتکرانه تر و مخترعین بیشتر به معنای اختراع مفیدتر است. این تئوری نگاه متفاوتی به خود می گیرد ، اگر در عوض ، همه مخترعین بر روی همان مجموعه مسیرهای اختراع متمرکز شوند. این فرض باعث "مدل های مسابقه ثبت اختراع" لوری (1979) و Dasgupta و Stiglitz (1980a) می شود و اگر تمرکز مشترک فرض شده روی یک "استخر" گسترده تر اما هنوز هم محدود از چشم اندازهای اختراع باشد ، به مدل های "بیش از حد"از بارزل (1968) و Dasgupta و Stiglitz (1980b). طبق هر مدل ، حق ثبت اختراعات دیگر هنگامی که در کل تلاش های مبتکر در هر زمان و یا تعداد افرادی که درگیر فعالیت های مبتکر هستند ، فواید نامشخصی را ارائه نمی دهند. اگر مخترعین درک کنند که سایر مخترعین در بازی هستند ، می بینند که بازده آنها نه تنها به دستیابی به یک اختراع بستگی دارد بلکه به این که آیا ابتدا به آن دست یابند ، بستگی دارد. این ممکن است آنها را وادار کند تا منابع خود را سریعتر یا گسترده تر از آنچه مناسب است ، سرمایه گذاری کنند اگر هدف به سادگی از نظر دستیابی به یک اختراع خاص با کارآیی تعریف شود. اگر مخترعین از حضور سایر مخترعین در بازی آگاه نیستند یا از آن چشم پوشی می کنند و مزایای مورد انتظار خود را محاسبه می کنند که گویی هیچ رقابت ندارند ، پس از نقطه نظر اقتصاد استاندارد رفاه ، مخترعین "خیلی زیاد" بازی می کنند. تحت هر مدل ، ثبت اختراعات یک سیستم برنده همه را تشکیل می دهند. بنابراین فریب یک حق ثبت اختراع ، تلاش مبتکرانه ناکارآمد را در یک زمینه رقابتی ایجاد می کند. احتمال دیگری که توسط Dasgupta و Stiglitz (1980a) پیشنهاد شده است این است که تشخیص اینکه دیگران احتمالاً به سمت یک هدف خاص می روند ، طرفین را از مشارکت در کار مبتکرانه در یک زمینه معین باز می دارد.

به نظر می رسد که نتیجه آن نوع ناکارآمدی اختراع ناشی از ثبت اختراعات قوی ، تغییر معامله بین مزایا و هزینه های ثبت اختراعات قوی تر به منظور افزایش هزینه ها خواهد بود. بنابراین ، جامعه باید حق ثبت اختراعات قوی تر را در زمینه هایی انتخاب کند که در آن حفاظت از مالکیت معنوی قوی تر جریان بیشتری از اختراعات ارزشمند را به دست می آورد ، نه در زمینه هایی که حق ثبت اختراع قوی تر به طور عمده به سمت تپه های بیشتری که در همان درخت قرار دارند ، هدایت می کنند. و این مورد در مدل مدت زمان ثبت اختراع بهینه است که توسط McFetridge و Rafiquzzaman (1986) تهیه شده است.

در هر صورت ، تحت نظریه ایجاد اختراع ، پیش فرض اساسی این است که اگر اعطای حق ثبت اختراع برای القاء اختراع لازم نباشد ، پس ارائه یا اعطای حق ثبت اختراع به نفع اجتماعی نیست. این سؤال را ایجاد می کند ، "پیش بینی حق ثبت اختراع در القاء اختراع چقدر مهم است؟"

بهترین شواهد تجربی نشان می دهد که در بین بنگاه هایی که درگیر تحقیق و توسعه هستند ، حق ثبت اختراع بخش مهمی از القاء اختراع فقط در تعداد کمی از صنایع است (به عنوان مثال ، به لوین و دیگران 1987 مراجعه کنید). منسفیلد (1986) از مدیران تحقیق و توسعه از 1000 شرکت تولیدی ایالات متحده خواست تا کسری از اختراعات را که توسط بنگاه های خود بین سالهای 1981 و 1983 ایجاد شده است ، شناسایی کنند که در صورت عدم توانایی در حمایت از حق ثبت اختراع ، آنها تصمیم به توسعه نخواهند گرفت. برای تجهیزات الکتریکی ، فلزات اولیه ، ابزار ، تجهیزات اداری ، وسایل نقلیه موتوری و چندین صنعت دیگر ، این کسری کمتر از 10 ٪ خواهد بود. مدیران در این شرکت ها آنچه را که می توانند با ثبت اختراعات به دست آورند ، به همان اندازه مهمتر از مزایایی که با شروع کار در بازده بازده از اختراعات خود به دست می آورند ، ارزیابی کردند. داروهای دارویی و مواد شیمیایی خوب استثنائات مهمی بودند: مدیران صنعت داروسازی گزارش دادند که بدون محافظت از حق ثبت اختراع 60 ٪ از داروهای جدید آنها تولید نشده و کاهش "سایر مواد شیمیایی" حدود 40 ٪ بوده است.

با این حال ، مطالعات ذکر شده در بالا به بنگاه های بزرگ و متوسط با آزمایشگاه های تحقیق و توسعه متمرکز شده است ، که بیشتر در موقعیتی هستند که می توانند با استفاده از خودشان از اختراعات خود بهره برداری کنند. آنها به فروش یا مجوز اختراعات خود برای بازده بستگی ندارند. برای مخترعانی که باید بازپرداخت بازپرداخت یا مجوز بازپرداخت را داشته باشند ، حق ثبت اختراعات ممکن است بسیار مهمتر باشد. به نظر می رسد که در برخی از بخش ها حق ثبت اختراع بخش مهمی از القاء برای اختراع است.

گسترش کار تجربی در مورد حق ثبت اختراعات ، چه کسی از آنها استفاده می کند و چقدر مهم هستند. این کار کاملاً توسط تئوری اختراع ایجاد شده است. به همین دلیل است که بسیاری از آنچه در این کار آموخته شده است ممکن است مربوط به ابزارهای تحقیقاتی نباشد.

این پرونده مطمئناً می تواند ایجاد شود که برای بسیاری از اختراعات دانشگاهی که با پول عمومی تأمین می شوند ، پیامدهای سیاست تئوری ایجاد اختراع این است که در صورت لزوم اعطای حق ثبت اختراع برای دریافت اختراع ، حق ثبت اختراع را نباید اعطا کرد. نتایج تحقیقات در هر صورت منتشر می شود. در بسیاری از موارد ، شرکت ها انگیزه کافی برای همکاری با و توسعه آنچه از تحقیقات دانشگاه بیرون می آید ، خواهند داشت. آنها معمولاً می توانند تحولات خود را ثبت کنند ، مزیت شروع سر در بازار یا هر دو را بدست آورند. برای ایجاد انگیزه در این کار ، هیچ مجوز گسترده ای بر اساس تغییرات اقتصادی پیش بینی شده لازم نیست. علاوه بر این ، حضور یک اختراع ثبت شده ، با الزامی برای توسعه دهندگان دوستانه برای دریافت مجوز برای انجام کار بیشتر در مورد ایده اصلی ، تعداد احزاب را که در آن کار شرکت می کنند محدود می کند. استدلال دوم در برابر ثبت اختراع به ویژه اگر توسعه دهندگان بالقوه در جهاتی که ممکن است از آنها پیروی کنند متنوع هستند و اگر ترتیب صدور مجوز ایده های اولیه ، که ارزش تجاری نهایی آنها مشخص نیست ، کار ساده ای نیست.

نظریه افشای

مسئله اصلی مطرح شده توسط تئوری افشای این مسئله به این اندازه نیست که حق ثبت اختراع قوی باعث اختراع بیشتر شود ، بلکه چگونه مخترعین بازده از اختراعات خود را به دست می آورند. فرض بر این است که رازداری امکان پذیر و کافی برای القاء اختراع است ، اما جامعه بهتر است به حقوق مالکیت معنوی اعطا کند و در ازای آن افشا شود. بنابراین یک اختراع ثبت شده برای مواردی که مخترع از آن آگاهی نداشته باشد یا در موقعیتی برای اجرای آن نبوده است ، در دسترس خواهد بود. براساس این نظریه ، یک حق ثبت اختراع هر دو حضور یک اختراع را تبلیغ می کند و مجوز را تسهیل می کند. این استدلال ، در واقع ، نظریه ایجاد اختراع را بر روی سر خود می چرخاند: ثبت اختراعات برای القاء اختراع لازم نیست ، بلکه آنچه ثبت اختراع انجام می دهد ، تشویق افشای اطلاعات است و با توجه به برخی فرضیات در مورد هزینه های معاملات مجوز اختراع ، آن را قادر می سازدبیشتر از آنچه بدون ثبت اختراع استفاده می شود استفاده می شود.

فهمیدن آنچه باعث می شود یک محصول تازه به بازار عرضه شود ، از نظر اختراع اولیه و توسعه آن محصول بسیار ساده تر است. بنابراین ، همانطور که توسط لوین و دیگران (1987) پیشنهاد شده است ، رازداری برای فرآیند مؤثرتر از اختراعات محصول به نظر می رسد. از این منظر ، مناسب ترین حوزه نظریه افشای ممکن است اختراعات فرآیند باشد. مطالعات مختلف نشان داده است که در برخی از صنایع ، بنگاهها به طور معمول در مجوز عمومی از فن آوری های فرآیند خود شرکت می کنند ، به اشتراک گذاری فناوری که در صورت عدم دسترسی به فرایندها ممکن است رخ ندهد.

با این حال ، یک دیدگاه گسترده تر از نظریه افشای ، درب را به طیف گسترده تری از کاربردی باز می کند. در اختیار داشتن حق ثبت اختراع ، به جای اتکا ساده به اقدامات غیرقانونی برای به دست آوردن بازده ، ممکن است یک شرکت مایل به تبلیغ اختراعات خود و قرارداد برای ارائه اطلاعات و کمک های فناوری و کمک به یک شرکت غیر رقابت برای کمک به آن در تطبیق این اختراع با خود باشد. استفادهاین نوع از این تئوری نزدیک به نسخه نظریه ایجاد اختراع است که در آن مخترعین توانایی محدودی در بهره برداری از یک اختراع دارند. براساس این نوع ، داشتن حق ثبت اختراع ممکن است این شرکت را نسبت به پیشنهادات بنگاه ها در سایر خطوط تجارت پذیرفته شود تا این اختراع را برای مصارف مختلف توسعه دهد. چنین امکاناتی منجر به تئوری توسعه و تجاری سازی و نظریه چشم انداز توسعه می شود.

نظریه توسعه و تجاری سازی

در ساده ترین نسخه خود ، این تئوری که حق ثبت اختراعات باعث توسعه و تجاری سازی اختراعات می شود ، به نظر می رسد نوعی از تئوری اختراع است ، اما با ثبت اختراع در اوایل فرآیند اختراع و با کارهای بسیار اضافی قبل از "اختراع" خام مورد نیاز است. برای استفاده واقعی آماده است. حق ثبت اختراع در مراحل اولیه به عنوان اطمینان از اینكه اگر توسعه از نظر فنی موفقیت آمیز باشد ، پاداش های اقتصادی آن قابل تصرف خواهد بود ، بنابراین تصمیم به توسعه آن را القا می كند.

ربکا آیزنبرگ توجه ما را به مکمل این استدلال فراخوانده است: داشتن حق ثبت اختراع ، دارنده ثبت اختراع را قادر می سازد تا برای تأمین اعتبار توسعه به بازارهای سرمایه برود. این توانایی ممکن است برای یک شرکت کوچک که با هزینه های توسعه زیادی روبرو است قبل از اینکه بتواند اختراع خود را به بازار عرضه کند ، مهم باشد.

نظریه توسعه و تجاری سازی با نظریه ایجاد اختراع برای شرایطی که یک سازمان کار اختراع اولیه را انجام می دهد متفاوت است اما در موقعیتی برای انجام کارهای توسعه نیست. در اختیار داشتن حق ثبت اختراع مخترع اصلی ، تسهیل کار به سازمان را که بهتر برای توسعه و تجاری سازی واقع شده است ، تسهیل می کند. سالها پیش ، ویلارد مولر (1962) خاطرنشان كرد كه بسیاری از نوآوری های محصول DuPont براساس اختراعات خریداری شده از بنگاه های كوچكتر است. به همین ترتیب ، در دهه 1920 ، جنرال الکتریک بسیاری از اختراعات را که توسط مخترعین خصوصی یا بنگاه های کوچک ساخته شده است خریداری و توسعه داده است (به ریچ 1985 مراجعه کنید).

نظریه توسعه و تجاری سازی به طور گسترده ای در بحث هایی که منجر به قانون Bayh-Dole شد ، استناد شد ، که به دانشگاه ها حق ثبت اختراع را در اختراعاتی که از پروژه های تحقیقاتی با بودجه دولت آنها ناشی می شود ، می داد. گزاره این بود که اگرچه اختراعات با بودجه عمومی حاصل شده بود ، اما آنها تا زمانی که به جایی برسند که تجاری باشند ، هیچ هدف اقتصادی در خدمت آنها نبودند ، و فقط شرکت ها قادر به انجام چنین پیشرفت هایی بودند. این امر جدایی از محل اختراع از محل توسعه را تشکیل می داد. براساس نسخه تئوری توسعه و تجاری سازی که به وضوح در بحثی که منجر به قانون Bayh-dole شد ، بیان شده است ، یک شرکت بعید است که درگیر توسعه یک اختراع دانشگاه باشد ، مگر اینکه حقوق اختصاصی داشته باشد. اگر دانشگاه ها از حق ثبت اختراع قوی برخوردار باشند ، می توانند مجوزهای اختصاصی را بفروشند. در مقابل ، اگر حق ثبت اختراع وجود نداشته باشد ، یا اگر دولت آنها را با تعهد به مجوزهای غیرمجاز نگه داشته باشد ، بعید است که شرکت ها در کار توسعه لازم سرمایه گذاری کنند.

تفسیر دیگر از تئوری توسعه و تجاری سازی این است که داشتن حق ثبت اختراع به دارنده حق ثبت اختراع اصلی - یک دانشگاه یا شرکت کوچک - انگیزه ای برای فشار آوردن اختراعات خود به بنگاه هایی می دهد که می توانند آنها را توسعه داده و تجاری کنند. این اساساً گسترش نسخه تئوری افشای مورد بحث در بالا است. این یک دیدگاه متفاوت از نظریه توسعه و تجاری سازی از آن است که به طور ضمنی فرض می کند که بدون ثبت اختراع اولیه قوی ، یک شرکت کار توسعه لازم را برای منجر به یک محصول سودآور یا نوآوری فرآیند انجام نمی دهد.

نظریه توسعه چشم انداز

چند سال پیش ، ادموند کیچ یک تئوری چشم انداز توسعه از مزایای اجتماعی حق ثبت اختراع را پیشنهاد کرد. مانند نظریه توسعه و تجاری سازی ، پیشنهاد می کند که ابزار ثبت اختراع پس از ایجاد اختراع اولیه انجام شود.

نظریه کیت این بود که داشتن یک حق ثبت اختراع گسترده در مورد اختراع اولیه ، دارنده ثبت اختراع را قادر می سازد تا توسعه یک چشم انداز فناوری در ابعاد مختلف را ایجاد کند ، در حالی که توسعه یک اختراع اولیه که آزادانه در دسترس همه بود ، آشوب ، تکراری و بیهوده خواهد بود.

این تئوری که حق ثبت اختراعات امکان توسعه منظم چشم اندازهای گسترده فن آوری را با نظریه توسعه و تجاری سازی متفاوت می کند ، نشان می دهد که اگر اختراع اولیه به عنوان یک ورودی در دسترس باشد - از طریق توسعه یا اصلاح در جهات مختلف ، ممکن است طیف گسترده ای از تحولات یا اختراعات امکان پذیر شود. بسیاری از اختراعات دانشگاه ، به ویژه ابزارهای تحقیقاتی ، از این نوع هستند.

یکی از ویژگی های ضمنی نسخه های مختلف نظریه توسعه و تجاری سازی این است که اگرچه ممکن است منابع مهم و ریسک پذیری برای توسعه یک اختراع مورد نیاز باشد ، اما اساساً یک محصول در پایان رنگین کمان تجاری وجود دارد. در رایج ترین فرمول خود ، نظریه توسعه و تجاری سازی فرض می کند که کار مبتنی بر یک اختراع اولیه قابل ثبت نیست یا در غیر این صورت مناسب است. در نظریه چشم انداز توسعه ، کیچ (1977) فرض کرد که با استفاده از اختراع اولیه به عنوان ورودی ، فراوانی از اختراعات مناسب وجود دارد که باید انجام شود اما نشان می دهد که این مسئله مشکل ساز است. یعنی بسیاری از مخترعین دانش را به اشتراک می گذارند و همان اختراعات بالقوه را می بینند ، و آنها می دانند که رقبای آنها نیز آنها را می بینند ، بنابراین مسابقه های زیادی برای اهداف خاص فرصت و ماهیگیری عمومی در حوضچه چشم انداز وجود دارد. بنابراین ، حق ثبت اختراع گسترده در مورد اختراع اولیه در صورتی که "استخراج چشم انداز" یا "ماهیگیری استخر" به روشی کمتر و کم مصرف انجام شود ، ضروری است.

اگر به تئوری چشم انداز توسعه تأمل کنید ، بلافاصله تشخیص خواهید داد که این بستگی به دیدگاهی دارد که تقریباً ضد این مفهوم در مورد پیشرفت در علم است-به این دیدگاه بستگی دارد که داشتن بسیاری از افراد انواع مختلفی انجام می دهددر مورد چیزها به دلیل موارد مختلف ، چیزهای مختلف را می بینند و موارد مختلف در انجام انواع مختلف کارها از دیگران ماهرتر خواهند بود. تلاش برای دسترسی منظم یا جیره بندی به نوآوری ها احتمالاً از نظر اجتماعی بسیار پرهزینه است.

در واقع ، براساس این نسخه از نظریه چشم انداز توسعه ، ممکن است هزینه های اجتماعی بسیار بالایی برای اعطای حق ثبت اختراع گسترده وجود داشته باشد که حق انحصاری را برای کاوش در چشم انداز فراهم می کند. این امر باعث می شود تعداد مخترعین متنوعی که باعث می شوند با فریب یک حق ثبت اختراع در جاده ، به کار خود ادامه دهند ، از آنجاحق ثبت اختراع اصلی چشم انداز.

این نظریه نشان می دهد که یک مسئله مهم در تعیین مزایا و هزینه های اعطای حق ثبت اختراع در چشم اندازهای گسترده ، چیزی است که در مورد بازار مجوزهای ثبت اختراع فرض می شود. اگر کسی فرض کند که ، به طور کلی ، هزینه های معاملات مجوز ثبت اختراع اندک است ، ممکن است یک دید نسبتاً آرام از هزینه های اعطای حق ثبت اختراع کنترل چشم انداز بزرگ داشته باشد ، حتی اگر کسی معتقد باشد که کاشفان بالقوه چشم انداز ایده های متنوعی دارنداز آنچه آنها انجام می دادنداما اگر کسی فرض کند که هزینه های معاملات زیاد است ، یکی از این نتیجه ها کمتر از این نتیجه می گیرد.

سؤال از هزینه های معاملات به ویژه هنگامی که پیشرفت های فناوری در یک چشم انداز به شدت به هم وصل شود ، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. پیشرفت در فناوری از دو طریق می تواند به یکدیگر متصل شود. اول ، پیشرفت تکنولوژیکی می تواند تجمعی باشد ، به این دلیل که پیشرفت امروز پایه و اساس فردا است. اگرچه ساده ترین مفهوم چشم انداز این است که یک گره اولیه با تعداد زیادی از شاخه های افزودنی بالقوه ، در واقع هر یک از شاخه ها می تواند به شکل یک زنجیره طولانی باشد. در چنین زنجیره ای طولانی ، توانایی عملکرد پیشرفته ترین نسخه به توانایی انجام کارهایی که موضوع اختراعات قبلی بوده اند نیاز دارد. دوم ، محصولات یا فرآیندهای عملیاتی می توانند یک سیستم را تشکیل دهند ، به این ترتیب که تعدادی از مؤلفه ها را در بر می گیرند. امکان استفاده از پیشرفته ترین سیستم ممکن است نیاز به دسترسی به مجموعه ای از مؤلفه ها داشته باشد. برخی از مهمترین فن آوری ها هر دو ویژگی دارند. به عنوان مثال ، هواپیما و رایانه ها ممکن است فن آوری های سیستم تجمعی نامیده شوند. ادغام و نلسون (1990) پیشنهاد می کنند که سوابق تاریخی نشان می دهد که اعطای حق ثبت اختراع گسترده در فن آوری های سیستم تجمعی اغلب ضد تولید است (به عنوان مثال ، ابزارهای تحقیق). مگر در مواردی که به راحتی و به طور گسترده مجوز داده شود ، وجود چنین حق ثبت اختراعات تمایل دارد دامنه کاربران بالقوه را که به همه مؤلفه های فناوری دسترسی دارند محدود کند. در تعدادی از موارد ، نتیجه این بود که پیشرفت تکنولوژیکی را دشوار و پرهزینه کند.

ما پیشنهاد می کنیم که در اکثر زمینه های فناوری ، هنگامی که تعداد یا تعداد بسیار کمی از احزاب اساساً تلاش مبتکر را کنترل می کنند ، اتفاقات زیادی رخ نمی دهد - به استثنای آزمایشگاه های بل و AT& T در روزهای گذشته.

اگر به تاریخچه هواپیما یا رادیو در ایالات متحده نگاه کنید ، حق ثبت اختراعات گسترده ای که توسط دارنده ثبت اختراع به طور انتخابی در توسعه این فناوری دخالت کرده است. اوضاع فقط زمانی حل شد که سیستمی برای مجوز نسبتاً کم هزینه در صنعت یا فناوری مورد نظر پدیدار شد ، همانطور که پس از مدتی با رادیو ، هواپیما ، نیمه هادی ها و رایانه ها انجام شد.

در هر صورت ، به ویژه در نظریه چشم انداز توسعه ، اما به طور کلی هر زمان که یک اختراع به عنوان کمک به پتانسیل اختراع بیشتر تلقی شود ، و همچنین ایجاد یک محصول جدید یا بهبود یافته یا فرآیند استفاده بلافاصله نهایی ، می توان از آن پرسید که آیا حق ثبت اختراع قوی افزایش می یابدیا مانع پیشرفت فنی در طولانی مدت شود. این سؤال که یک حق ثبت اختراع باید چقدر قوی باشد یا اینکه آیا به هیچ وجه حق ثبت اختراع داده می شود ، دیگر تجزیه و تحلیل مبادله ای بین تأثیرات مثبت ثبت اختراعات قوی تر بر اختراع و محدودیت های استفاده از فناوری مرتبط با یک رژیم را روشن نمی کند. حق ثبت اختراع قوی ، مانند نظریه اختراع- القاء. در عوض ، بخش خوبی از استدلال در مورد این است که آیا تأثیر طولانی مدت حق ثبت اختراع قوی تشویق یا دلسرد کردن نوآوری است.

موضوعات در اصلاحات ثبت اختراع

استدلال خوبی در مورد اینکه چه تئوری یا چه نسخه ای از یک تئوری مناسب است ، وجود دارد ، اما این سؤال اغلب مطرح می شود. تقریباً تمام کارهای تجربی در مورد نقش ثبت اختراعات توسط تئوری ایجاد اختراع گرایش یافته است ، و تقریباً همه موضوعات مربوط به سیاست های ثبت اختراع با همین شرایط مطرح می شود. به نظر می رسد بسیاری از مهمترین موضوعات سیاست ثبت اختراع امروز از طریق این لنز نظری به اندازه کافی مشاهده نشده است.

بحث را در اواخر دهه 1970 در نظر بگیرید که منجر به قانون Bayh-Dole شد. همانطور که اشاره کردیم ، استدلالی که روز را حمل می کرد این بود که در صورت اختراعات ، که قبلاً تحت بودجه فدرال حاصل می شدند ، ثبت اختراعات لازم بود. این یک استدلال تئوری توسعه و تجاری سازی با لمس تئوری افشای اطلاعات است. ما استدلال کرده ایم که نسخه خاصی که تئوری توسعه و تجاری سازی با جدیت در این مباحث مطرح می شود - شرکت ها اختراع ایجاد نمی کنند مگر اینکه حق ثبت اختراع را داشته باشند - احتمالاً به طور گسترده ای مرتبط نبود. اما بدون شک Bayh-dole منجر به افزایش قابل توجهی در فعالیت کارآفرینی دانشگاه شده است. این که آیا این خوب است یا بد ، یک سوال پیچیده است. با این حال ، ارزیابی Bayh-dole ، مانند استدلالهایی که در پشت پیدایش آن قرار دارد ، باید از نظر هر چهار نظریه بازیگران شود.

در مورد مسئله ثبت اختراع کدهای مربوط به قطعات ژن مشخص شده در پروژه ژنوم انسانی نیز همین موضوع صادق است. در اینجا ، حداقل در اوایل بحث ، مسئله این نبود که برای انجام کار تحقیقاتی ، چشم انداز حق ثبت اختراع لازم باشد. کار تحقیق توسط دولت تأمین می شد. در عوض ، احساس می شد که در صورت نیاز به شرکت ها برای گرفتن این اطلاعات و استفاده از آن برای دستیابی به محصولات تجاری ، حق ثبت اختراع روی قطعات ژن رمزگذاری شده لازم است. یعنی استدلال ها درباره نظریه توسعه و تجاری سازی و شاید نظریه چشم انداز توسعه بود.

همانطور که مسائل معلوم شده است ، این عقیده که کدهای مربوط به قطعات ژن قابل ثبت اختراع خواهد بود ، منجر به تولد بنگاه های سودآور خصوصی ، که تجارت آنها کشف کدها است ، به انتظار می رود سود از مجوز به شرکت های بزرگتر که می توانند این کار را انجام دهندکار توسعهجالب اینجاست که چندین شرکت بزرگ دارویی استدلال کرده اند که قطعات ژن نباید ثبت اختراع شوند ، بلکه رمزگذاری های شناسایی شده آنها باید در حوزه عمومی باشد. مورد آنها این است که پیشرفت از قطعات ژن رمزگذاری شده به محصولات نهایی مفید در صورت ثبت اختراع ژن در حوزه عمومی هزینه بیشتری خواهد داشت. آنها اساساً استدلال می كنند كه نسخه استاندارد نظریه توسعه و تجاری سازی آن را به عقب دارد. و بسیاری از این شرکت ها برای شناسایی کدهای ژن ، به شرط قرار دادن اطلاعات در حوزه عمومی ، از تحقیقات حمایت می کنند. مسائل مربوط به سیاست های عمومی در اینجا بسیار پیچیده است.

موضوعات پیرامون قطعات Bayh-dole و ژن از راه های مهم متفاوت است اما عناصر مشترک مهمی نیز دارند و سؤالات متداول را مطرح می کنند. شاید اساسی ترین سؤالی که آنها مطرح می کنند این باشد که آیا حضور یا چشم انداز حق ثبت اختراع باعث تحریک یا تداخل در پیشرفت فنی در یک زمینه می شود. بدیهی است ، این تحت نظریه ایجاد اختراع نیست. اما تحت یک تئوری پیچیده تر ، جواب همیشه آشکار نیست. دامنه مناسب ثبت اختراعات امروز به شدت نیاز به معاینه آزاد دارد. این استدلال که حقوق مالکیت معنوی قوی در یک زمینه می تواند پیشرفت فنی را از بین ببرد ، البته با فرضیات مربوط به چندین مورد از شرایط زمینه که قبلاً مورد بحث قرار گرفت ، مرتبط است. برای درک بهتر اینکه آیا سیاست های ثبت اختراع فعلی ما به دستیابی به اهداف اجتماعی ما کمک می کند یا مانع آن می شود ، باید این فرضیات را با دقت بررسی کنیم.

سه سؤال زیر به عنوان نقاط شروع ممکن برای پرس و جو مطرح شده است: در چه زمینه های فناوری پیشرفت های فنی به شدت به یکدیگر متصل هستند ، چه به صورت موقت یا در یک سیستم استفاده ، که امروزه اختراع مؤثر نیاز به دسترسی به اختراعات قبلی دارد؟زمینه های اختراع که در آن پیشرفت به طور کلی نیاز به تعامل مؤثر تعدادی از سازمان های مختلف دارد چیست؟آیا حق ثبت اختراعات در واقع به دسترسی و همکاری های لازم برای پیشرفت فنی در چنین زمینه هایی کمک می کند یا مانع آن می شود؟همانطور که قبلاً اشاره شد ، تحقیقات تجربی کمی در این خوشه سوالات انجام شده است. عدم دانش ما توانایی ما در تجزیه و تحلیل هوشمندانه موضوعات مهم فعلی اصلاحات ثبت اختراع را محدود می کند.

منابع

Arora A and Gambardella A. 1994. فن آوری در حال تغییر تغییر تکنولوژیکی: دانش عمومی و انتزاعی و تقسیم کار نوآورانه. سیاست تحقیق 94: 523-532.

Arrow KJ. 1962. رفاه اقتصادی و تخصیص منابع برای اختراع. در: نلسون RR ، ویراستار.، ویرایشگرنرخ و جهت فعالیت مبتکرانه. نیویورک: انتشارات دانشگاه پرینستون.

Dasgupta P و Stiglitz JE. 1980. الف. عدم اطمینان: ساختار صنعتی و سرعت تحقیق و توسعه. مجله اقتصاد 11: 1 28.

Dasgupta P و Stiglitz JE. 1980. ب. ساختار صنعتی و ماهیت فعالیت نوآورانه. مجله اقتصادی 90: 266 293.

Levin RC ، Klevorick AK ، Nelson RR و Winter SG. 1987. بازده بازده از تحقیقات و توسعه صنعتی. مقالات بروکینگز در مورد فعالیت اقتصادی 14: 783-820.

McFetridge DG ، و Rafiquzzaman M. 1986. دامنه و مدت زمان حق ثبت اختراع و ماهیت رقابت تحقیقات. Res Law Econ 8: 91 120.

Merges R. 1995. پیمانکاری به قوانین مسئولیت: مؤسساتی که از معاملات و حقوق مالکیت معنوی حمایت می کنند ، [نسخه خطی] ، برکلی: دانشکده حقوق دانشگاه کالیفرنیا.

ادغام R ، و Nelson Rr. 1990. در مورد اقتصاد پیچیده دامنه ثبت اختراع. بررسی قانون کلمبیا 90 (4): 839-916.

مولر ، WF. 1962. منشأ اختراعات اساسی اساسی محصول اصلی و نوآوری فرآیند DuPont. در: نلسون RR ، ویراستار.، ویرایشگرنرخ و جهت فعالیت مبتکرانه ، NBER ، نیویورک: انتشارات دانشگاه پرینستون.

Nordhaus WD. 1969. اختراع ، رشد و رفاه. یک درمان نظری از تغییرات تکنولوژیکی. کمبریج ، MA: MIT Press.

Reich Ls. 1985. ساخت تحقیقات صنعتی آمریکا: علوم و تجارت در GE و بل ، 1926-1876 ، نیویورک: انتشارات دانشگاه کمبریج.

Samuelson P ، Davis R ، MD Kapor ، and Reichman JH. 1994. مانیفست مربوط به حمایت قانونی برنامه های رایانه ای. Law Columbia Rev 94 (8): 2308 2431.

Scherer FM. 1972. نظریه نوردوهوس در مورد زندگی بهینه ثبت اختراع: تفسیر مجدد هندسی. Am Econ Rev 62: 422-427.

TWP VAN DIJK. 1994. محدودیت های حفاظت از ثبت اختراع. ماستریخت ، هلند: Universitaire Pers Maastricht.

فارکس به زبان ساده...
ما را در سایت فارکس به زبان ساده دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : طاهره ایرانی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : يکشنبه 17 ارديبهشت 1402 ساعت: 12:00