هر زمان که یک تجارت به بیش از یک بخش یا بخش تقسیم شود ، قیمت انتقال تقریباً ناگزیر مورد نیاز است. معمولاً کالاها یا خدمات بین بخش ها جریان خواهند یافت و هرکدام عملکرد خود را به طور جداگانه گزارش می دهند. سیستم حسابداری کالاها یا خدماتی را که یک بخش را ترک کرده و وارد آن می شود ، ثبت می کند و از مقداری از ارزش پولی برای ثبت این کار استفاده می شود. این ارزش پولی قیمت انتقال است.
سناریوی زیر را نشان دهید که در جدول 1 نشان داده شده است ، که در آن بخش A قطعاتی را برای هزینه 30 دلار ایجاد می کند و اینها با قیمت 50 دلار به بخش B منتقل می شوند. بخش B قطعات را با 50 دلار خریداری می کند ، هزینه های خود را 20 دلار متحمل می شود و سپس با قیمت 90 دلار به مشتریان خارجی می فروشد.
جدول 1 مثال 1

با توجه به همه چیز ، هر بخش 20 دلار در واحد سود کسب می کند و شرکت سود 40 دلار در واحد را کسب می کند. این می تواند با اضافه کردن دو سود تقسیم شده با هم (20 دلار + 20 دلار = 40 دلار) یا تفریق هر دو هزینه خود از درآمد نهایی (90 دلار - 30 دلار - 20 دلار = 40 دلار) محاسبه شود.
این مهم است که ببینیم با هر افزایش 1 دلار قیمت نقل و انتقالات ، بخش A 1 دلار سود بیشتری کسب می کند و بخش B 1 دلار کمتر می کند. از نظر ریاضی ، شرکت سود یکسانی خواهد کرد ، اما این سود در حال تغییر می تواند منجر به تصمیم گیری های مختلف شود و در نتیجه این تصمیمات ، سود شرکت ممکن است تحت تأثیر قرار گیرد.
مجموعه قیمت نقل و انتقالات باید بخش ها را برای تجارت به گونه ای ترغیب کند که سود را برای شرکت به طور کلی به حداکثر برساند.
قیمت انتقال را می توان بین بخش ها یا توسط دفتر مرکزی تحمیل کرد. در یک سؤال از مدیریت عملکرد (PM) ، یک الزام می تواند محاسبه و بحث در مورد تأثیر قیمت انتقال دفتر مرکزی یا پیشنهاد قیمت انتقال که برای هر بخش قابل قبول است ، باشد.
این مهم است که درک کنیم که هیچ یک از قیمت های انتقال مناسب در یک سناریوی معین وجود ندارد ، اما دیدگاه های قانونی جایگزین وجود خواهد داشت که برخی از مقادیر مناسب تر یا قابل قبول تر از سایرین هستند.
تأثیر قیمت انتقال
قیمت انتقال می تواند به طور جدی بر عملکرد تقسیم گزارش شده ، انگیزه مدیران تقسیم و تصمیمات بعدی اتخاذ شود.
سنجش عملکرد
قیمت نقل و انتقالات بر سود حاصل از تقسیم تأثیر می گذارد. به نوبه خود ، سود اغلب یک رقم کلیدی است که هنگام ارزیابی عملکرد یک بخش استفاده می شود. در صورت استفاده از بازده سرمایه گذاری (ROI) یا درآمد باقیمانده (RI) برای اندازه گیری عملکرد ، مطمئناً این مورد خواهد بود.
قیمت انتقال بالاتر منجر به سود پایین تر در بخش خرید خواهد شد و عملکرد آن را فقیرتر از آنچه در غیر این صورت خواهد بود ، خواهد بود. از طرف دیگر ، بخش فروش به نظر می رسد عملکرد بهتری دارد. قیمت انتقال پایین تر از طرف دیگر به نفع بخش خرید خواهد بود.
این ممکن است منجر به تصمیمات ضعیف توسط شرکت شود. مدیریت شرکت می تواند این اقدامات را تفسیر کند که نشان می دهد عملکرد یک بخش رضایت بخش نیست و می تواند تصمیم بگیرد که سرمایه گذاری در آن بخش را کاهش دهد یا حتی آن را ببندد.
دستمزد مربوط به عملکرد
اگر سیستم دستمزد مربوط به عملکرد وجود داشته باشد ، پاداش کارمندان در هر بخش با عملکرد بخش مرتبط خواهد بود و این امر با تغییر سود تحت تأثیر قرار می گیرد. اگر عملکرد تقسیم بندی به دلیل چیزی که مدیر و کارکنان نتوانند کنترل کنند ، مانند مجبور به تجارت داخلی یا استفاده از قیمت های انتقال دفتر مرکزی ضعیف است ، و در نتیجه به عنوان مثال پاداش کمتری به آنها پرداخت می شود ، آنها می خواهندناراضی و ناامید شوید. این می تواند به روحیه آنها آسیب ببیند و می تواند به عدم انگیزه برای انجام کار خوب منجر شود که می تواند تأثیر ضرب و شتم بر عملکرد واقعی این بخش داشته باشد. و همچنین به دلیل تأثیر قیمت بالای انتقال بر ROI و RI ، به خوبی انجام نمی شود ، این بخش واقعاً عملکرد کمتری خواهد داشت.
در یک سؤال PM مهم است که بتوانیم بحث کنیم که چگونه قیمت انتقال می تواند بر ارزیابی عملکرد بخش ها ، انگیزه و تصمیم گیری تأثیر بگذارد. تأثیرات بیشتر قیمت انتقال در مدیریت پیشرفته عملکرد (APM) در نظر گرفته خواهد شد ، اما این نقاط برای سطح درک مورد نیاز برای امتحان PM کافی است.
ویژگی های یک قیمت انتقال خوب
اگرچه دستیابی به همزمان آسان نیست ، اما قیمت انتقال خوب باید:
استقلال تقسیم بندی: تقریباً به ناچار ، تقسیم بندی با درجه ای از عدم تمرکز در تصمیم گیری همراه است تا مدیران و تیم های خاص مسئولیت هر بخش را بر عهده بگیرند و باید آن را به بهترین شکل ممکن اجرا کنند.
اگر مدیران تقسیم بندی هدف از به حداکثر رساندن سود تقسیم را داشته باشند ، احتمالاً از اینکه دفتر مرکزی به آنها گفته می شود که باید با قیمت تحمیل شده در داخل کشور تجارت کنند ، هنگامی که می توانند با خرید یا فروش خارجی سود بیشتری کسب کنند ، از آنها بخواهند.
با این حال ، اجازه دادن به تقسیمات کاملاً خودمختار ، می تواند سود شرکت را با هزینه سود تقسیم کاهش دهد.
بخش ها را برای تصمیم گیری در مورد حداکثر رساندن سود گروهی تشویق کنید: اگر تصمیماتی که سود تقسیم را به حداکثر می رساند نیز برای به حداکثر رساندن سود گروهی اتفاق می افتد ، به این نتیجه می رسد - این به عنوان هماهنگی هدف شناخته می شود. علاوه بر این ، همه بخش ها باید بخواهند همین کار را انجام دهند. هیچ نکته ای برای انتقال تقسیمات بسیار علاقه مند نیست که اگر بخش بعدی مایل به انتقال باشد ، انتقال یابد.
به هر بخش اجازه دهید سود کسب کند: سود انگیزه دارد و اجازه می دهد عملکرد تقسیم بندی با استفاده از ROI مثبت یا RI مثبت اندازه گیری شود. با این حال ، برخی از قیمت های انتقال می توانند از یک بخش بر دیگری حمایت کنند و می توانند سود کسب سود را دشوار کنند. این امر ناعادلانه است اگر عملکرد تقسیم و پاداش ها بر اساس اندازه گیری سود باشد.
تعیین قیمت انتقال
بگذارید اکنون اصول کلی تعیین قیمت انتقال را در نظر بگیریم. رویکردهای مختلفی وجود دارد که باید تشخیص داده شود.
رویکردهای مبتنی بر هزینه
در مثالهای زیر ، فرض کنید که بخش A می تواند فقط به بخش B بفروشد ، و این بخش B فقط می تواند از بخش A. خریداری کند. مثال 1 بازتولید شده است اما با هزینه های بین متغیر و ثابت تقسیم شده است. با قیمت انتقال 50 دلار داده شده ، این به هر بخش اجازه می دهد تا 20 دلار سود کسب کند.
جدول 1 مثال 2

هزینه متغیر قیمت انتقال برابر با هزینه متغیر (حاشیه ای) بخش انتقال ، تصمیمات اقتصادی بسیار خوبی را ایجاد می کند. اگر قیمت انتقال 18 دلار باشد ، هزینه های حاشیه ای بخش B 28 دلار خواهد بود (هر واحد برای خرید در آن 18 دلار هزینه دارد و 10 دلار دیگر هزینه متغیر را متحمل می شود). هزینه های حاشیه ای این شرکت نیز 28 دلار است ، بنابراین بین آرزوی بخش B برای به حداکثر رساندن سود خود و شرکت به حداکثر رساندن سود خود ، هماهنگی هدف وجود خواهد داشت. اگر درآمد حاشیه ای بیش از هزینه های حاشیه ای برای بخش B باشد ، این کار را برای شرکت نیز انجام می دهد.
اگرچه احتمالاً تصمیمات اقتصادی خوب نتیجه می گیرد ، قیمت انتقال برابر با هزینه حاشیه ای اشکالات خاصی دارد:
بخش A باعث ضرر می شود زیرا هزینه های ثابت آن قابل پوشش نیست. این برای مدیریت بخش A کمرنگ است.
اندازه گیری عملکرد نیز تحریف شده است. بخش A ضرر خواهد کرد در حالی که بخش B در موقعیت خوشبختی تر است زیرا به اندازه کافی هزینه ای برای تأمین هزینه های تولید ندارد. این اثر همچنین می تواند تصمیمات سرمایه گذاری گرفته شده در هر بخش را تحریف کند. به عنوان مثال ، بخش B از جریان نقدی متورم برخوردار خواهد بود.
اگر تمام هزینه های حاشیه ای تحت پوشش قیمت انتقال باشد ، انگیزه کمی برای بخش A وجود دارد. ناکارآمدی در بخش A به بخش B منتقل می شود.
جدول 1 مثال 3
هزینه کامل/هزینه کامل به علاوه/هزینه متغیر به علاوه

قیمت نقل و انتقالات با هزینه کامل تعیین شده است ، همانطور که در جدول 3 نشان داده شده است برای بخش A کمی رضایت بخش تر است زیرا این بدان معنی است که می تواند هدف از شکستن یکنواخت باشد. با این حال ، اشکال بزرگ آن این است که می تواند منجر به تصمیمات ناکارآمد شود زیرا بخش B می تواند تصمیماتی را اتخاذ کند که سود آن را به حداکثر برساند ، اما این باعث حداکثر رساندن سود شرکت نمی شود. به عنوان مثال ، اگر قیمت نهایی بازار به 35 دلار کاهش یابد ، بخش B تجارت نمی کند زیرا هزینه حاشیه آن 40 دلار خواهد بود (قیمت انتقال 30 دلار به علاوه هزینه های حاشیه ای 10 دلار). با این حال ، از دیدگاه گروهی ، هزینه حاشیه ای تنها 28 دلار (18 + 10 دلار) است و حتی با قیمت فروش تنها 35 دلار نیز سهم مثبتی انجام می شود. البته دفتر مرکزی می تواند بخش B را به تجارت آموزش دهد اما پس از آن استقلال تقسیم به خطر می افتد ، و مدیران بخش B از اینكه به آنها دستور می دهند سهم منفی داشته باشند كه بر عملکرد گزارش شده آنها تأثیر خواهد گذاشت ، ابراز نارضایتی می كنند.
رویکرد کامل هزینه به علاوه با اجازه دادن به بخش A ، باعث افزایش قیمت انتقال می شود. این امر اکنون باعث ایجاد انگیزه در بخش A می شود ، زیرا می توان سود را در آنجا بدست آورد و همچنین ممکن است باعث شود سود توسط بخش B انجام شود. با این حال ، دوباره این می تواند منجر به تصمیمات ناکارآمد شود زیرا قیمت نهایی فروش کاهش می یابد.
هنگامی که از قیمت انتقال برابر با هزینه متغیر در بخش انتقال فاصله دارید ، همیشه خطر تصمیمات ناکارآمد اتخاذ می شود ، مگر اینکه حد بالایی - برابر با درآمد حاشیه خالص در بخش دریافت کننده - نیز تحمیل شود.
جایی که بازاری برای محصول میانی وجود دارد
تعیین قیمت انتقال در جایی که بازار خارجی برای محصول وجود دارد پیچیده است - یعنی بخش فروش می تواند محصول را به صورت خارجی بفروشد ، و یا بخش خرید می تواند محصول را به صورت خارجی خریداری کند. همیشه سناریو را با دقت در یک سؤال قیمت گذاری نقل و انتقالات بخوانید تا دریابید که آیا محصول منتقل شده می تواند فروخته شود یا از خارج خریداری شود زیرا این می تواند بر قیمت انتقال که باید تعیین شود تأثیر بگذارد.
مثال 1 را دوباره در نظر بگیرید ، جایی که قیمت نقل و انتقالات 50 دلار تعیین شده است ، اما این بار فرض کنید که محصول میانی را می توان با قیمت 40 دلار به بازار فروخته یا خریداری کرد.
بخش A ترجیح می دهد داخلی را به بخش B منتقل کند ، زیرا دریافت 50 دلار بهتر از دریافت 40 دلار است. با این حال ، بخش B ترجیح می دهد با قیمت ارزان تر 40 دلار بیرونی خریداری کند. اگر بخش B از خارج خریداری کند ، این برای شرکت بد خواهد بود زیرا اکنون به جای تنها 18 دلار هزینه حاشیه ای برای شرکت 40 دلار وجود دارد (هزینه متغیر تولید در بخش A).
در یک سؤال امتحان ، مهم است که بتوانیم در مورد این نوع وضعیت بحث کنیم. در نظر گرفتن حداقل و حداکثر قیمت انتقال که هر بخش می پذیرد ، می تواند مفید باشد. در بحث در مورد قیمت انتقال ، به این فکر کنید:
- بخش فروش ترجیح می دهد چه کاری انجام دهد و این چگونه می تواند بر بخش خرید و شرکت تأثیر بگذارد؟
- بخش خرید ترجیح می دهد چه کاری انجام دهد و این چگونه می تواند بر بخش فروش و شرکت تأثیر بگذارد؟
حداقل قیمت انتقال هنگام در نظر گرفتن حداقل قیمت انتقال ، از نظر بخش فروش به قیمت گذاری نقل و انتقالات نگاه کنید. سوالی که می پرسیم این است: حداقل قیمت فروش که بخش فروش برای فروش آماده خواهد بود چیست؟توجه داشته باشید که این لزوماً همان قیمتی نخواهد بود که بخش فروش از فروش آن خوشحال خواهد شد ، اگرچه ، همانطور که خواهید دید ، اگر ظرفیت یدکی نداشته باشد ، یکسان است.
حداقل قیمت نقل و انتقالات که در صورت خوشبختی بخش فروش باید تعیین شود: این است:
هزینه حاشیه ای + هزینه فرصت.
هزینه فرصت به عنوان "ارزش بهترین گزینه جایگزین که در صورت انجام یک دوره خاص از عمل" تعریف می شود ، تعریف می شود. با توجه به اینکه تنها در صورتی که فروشنده هیچ ظرفیت یدکی نداشته باشد ، هزینه فرصت وجود خواهد داشت ، اولین سؤال برای پرسیدن این است: آیا فروشنده ظرفیت یدکی دارد؟
ظرفیت یدکی اگر ظرفیت یدکی وجود داشته باشد ، برای هر فروش که با استفاده از آن ظرفیت یدکی انجام می شود ، هزینه فرصت صفر است. این امر به این دلیل است که از کارگران و ماشین آلات کاملاً مورد استفاده قرار نمی گیرند. بنابراین ، در جایی که یک بخش فروش دارای ظرفیت یدکی است ، حداقل قیمت انتقال به طور مؤثر فقط هزینه حاشیه ای است. با این حال ، این حداقل قیمت نقل و انتقالات احتمالاً به این نتیجه نخواهد رسید که مدیران را خوشحال می کند زیرا می خواهند سود بیشتری کسب کنند. بنابراین ، شما انتظار دارید که آنها سعی کنند قیمت بالاتری را که شامل یک عنصر سود است ، مذاکره کنند.
اگر فروشنده ظرفیت یدکی نداشته باشد ، یا ظرفیت اضافی کافی برای برآورده کردن تمام تقاضای خارجی و تقاضای داخلی ندارد ، ظرفیت اضافی وجود ندارد ، پس سؤال بعدی که باید در نظر بگیرید: چگونه می توان هزینه فرصت را محاسبه کرد؟با توجه به این که هزینه فرصت نشان دهنده سهم پیش از این است ، مبلغ مورد نیاز برای قرار دادن بخش فروش در همان موقعیتی است که می توانستند در خارج از گروه فروخته شوند.
از نظر منطقی ، بخش خرید باید همان قیمتی را که خریدار خارجی پرداخت می کند ، شارژ شود ، کمتر کاهش برای پس انداز هزینه که ناشی از تأمین داخلی است. این کاهش ها ممکن است منعکس کننده هزینه های بسته بندی و تحویل باشد که در صورت تأمین محصول به بخش دیگری وارد نشده است.
در این شرایط واقعاً لازم نیست که قیمت انتقال را به هزینه حاشیه ای و هزینه بپردازیم ، به سادگی می توان آن را به عنوان قیمت بازار خارجی کمتر از هرگونه صرفه جویی در هزینه داخلی محاسبه کرد.
با این قیمت نقل و انتقالات ، بخش فروش به همان اندازه سود فروش داخلی به عنوان فروش خارج از کشور سود می برد. بنابراین ، این نشان دهنده قیمتی است که آنها واقعاً خوشحال می شوند که در آن بفروشند. آنها نباید انتظار داشته باشند که سود بیشتری در فروش داخلی داشته باشند تا فروش خارجی.
حداکثر قیمت انتقال وقتی حداکثر قیمت انتقال را در نظر می گیریم ، ما از نظر بخش خرید به دنبال قیمت گذاری انتقال هستیم. سوالی که از ما می پرسیم این است: حداکثر قیمتی که بخش خرید برای پرداخت محصول آماده می شود چیست؟پاسخ این سوال بسیار ساده است و حداکثر قیمت آن است که بخش خرید نیز از پرداخت آن خوشحال است.
حداکثر قیمتی که بخش خرید می خواهد بپردازد ، قیمت بازار محصول است - یعنی هر آنچه که آنها برای پرداخت یک تأمین کننده خارجی دارند. اگر این همان است که بخش فروش محصول را به صورت خارجی به فروش می رساند ، خریدار ممکن است منطقی انتظار کاهش را نشان دهد تا هزینه های پس انداز شده توسط تجارت داخلی را منعکس کند.
در پاسخ امتحان ، مایل به بحث در مورد حداقل و حداکثر قیمت انتقال و نحوه واکنش هر بخش به آنها باشید.
خلاصه
سطح جزئیات ارائه شده در این مقاله نشان دهنده سطح دانش مورد نیاز برای مدیریت عملکرد است. درک هدف از قیمت گذاری انتقال ، تأثیر آن بر اندازه گیری عملکرد ، انگیزه و تصمیم گیری بسیار مهم است و قادر به ارائه یک قیمت انتقال معقول/دامنه قیمت انتقال است.
نوشته شده توسط یکی از اعضای تیم مدیریت مدیریت عملکرد
فارکس به زبان ساده...
ما را در سایت فارکس به زبان ساده دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : طاهره ایرانی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : سه
شنبه
6 تير
1402 ساعت: 15:53